دلتنگم و دیدار تو درمان منست
بیرنگِ رُخت زمانه زندانِ منست
شعر بیانگر احساس دلتنگی شاعر است که دیدار معشوقش را تنها درمان دردهایش میداند. او معتقد است که بدون حضور معشوق، زندگیاش مانند زندانی بیرنگ و بیروح است. غم دوری معشوق بر جان او سنگینی میکند و او آرزو میکند که چنین احساسی بر هیچ دل و جسمی نرود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دلتنگم و دیدار تو درمان منست
بیرنگِ رُخت زمانه زندانِ منست
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غمِ هجران تو بر جان منست