در عشق که جز می بقا خوردن نیست
جز جان دادن دلیل جان بردن نیست
در این شعر، شاعر به مفهوم عشق و فداکاری اشاره میکند. او میگوید در عشق تنها چیزی که اهمیت دارد بقا و ادامه زندگی است و جان دادن نماد واقعی فدا کردن خود برای عشق است. شاعر بیان میکند که برای شناختن معشوق باید خود را رها کند و معشوق جواب میدهد که شناخت واقعی او فقط با مردن ممکن نیست. این گفتگو نشاندهندهٔ عمق و پیچیدگی احساسات در عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در عشق که جز می بقا خوردن نیست
جز جان دادن دلیل جان بردن نیست
گفتم که ترا شناسم آنگه میرم
گفتا که شناسای مرا مردن نیست