در عشق تو هر حیله که کردم هیچست
هر خون جگر که بیتو خوردم هیچست
در بیت اول شاعر با شرحِ ناامیدی و درد عمیق خود از عشق آغاز میکند. در تلاش برای جلب محبت معشوق، هر چه کرده بیفایده بوده و تمام درد و رنجی که تحمل کرده، بینتیجه است. در بیت دوم اما ابراز میکند که قصد ندارد به جست و جو برای یافتن درمانِ این درد بپردازد، زیرا گرفتاری در دامِ این عشق دردی نیست که نیازی به درمان داشته باشد. در واقع شاعر دردِ عشق را به درمانِ بی عشق ترجیج میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در عشق تو هر حیله که کردم هیچست
هر خون جگر که بیتو خوردم هیچست
از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچست