جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است
وز شیره و باغ آن نکو رو خوردهاست
در این ابیات، شاعر به عشق و جانی اشاره میکند که شراب عشق را از باغی زیبا و دلانگیز نوشیده است. او بیان میکند که اگر کسی بخواهد به او آسیب برساند، باید خونش را بریزد، چون او به نوعی از عشق و زیبایی دیگران بهرهمند شده است. به عبارت دیگر، شاعر احساس مالکیت و وابستگی عمیق به معشوق را بیان میکند و به عشق و احساسی که از آن سرچشمه میگیرد، اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است
وز شیره و باغ آن نکو رو خوردهاست
آن باغ گلوی او بگیرد گوید
خونش ریزم که خون ما او خورده است