تا عرش ز سودای رخش ولولههاست
در سینه ز بازار رخش غلغلههاست
در این ابیات، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقش میپردازد. او بیان میکند که زیبایی و محبوبیت معشوق در دل و جان او غوغا و شلوغی ایجاد کرده است. همچنین از تاثیرات بادهگون معشوق و زلفهایش که مانند زنجیرها در دل او حلقه زدهاند، سخن میگوید و بر شور و حال ناشی از عشق تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا عرش ز سودای رخش ولولههاست
در سینه ز بازار رخش غلغلههاست
از بادهٔ او بر کف جان بلبلههاست
در گردن دل ز زلف او سلسلههاست