تا ظن نبری دور زمانم کشته است
آن چشمهٔ آب حیوانم کشته است
این بیت به تصویر کشیدن حالتی از عشق و وابستگی عمیق است. شاعر بیان میکند که علاقه و عاطفه عمیقش به معشوق، او را به واداشت که حتی جانش را فدای آن کند. او به تضاد بین عشق و تقدیر اشاره دارد؛ بهطوریکه عشق ممکن است انسان را به مرگ و فنا بکشاند، و در عین حال، شاعر از این حالت تعجب میکند که چطور عشق او، که باید جانافزا باشد، به چنین وضعیت دردناکی منجر شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا ظن نبری دور زمانم کشته است
آن چشمهٔ آب حیوانم کشته است
او نیست عجب که دشمن جانش کشت
من بوالعجبم که جان جانم کشته است