تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
ایمن منشین که بتپرستی باقیست
این شعر به بیان این ایده میپردازد که وجود انسان و هستی او وابسته به خود اوست. شاعر هشدار میدهد که حتی اگر کسی به بتپرستی (یا باورهای غلط) پایان دهد، آن چه که در ذهن و پندار او باقی مانده، همچنان وجود دارد و راهی برای رهایی از آن نیست. به عبارتی، شکستن بتهای فکری به معنای رهایی از آنها نیست، زیرا خود پندارها همچنان باقیاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
ایمن منشین که بتپرستی باقیست
گیرم بت پندار شکستی آخر
آن بت که ز پندار برستی باقیست