بگذشت سوار غیب و گردی برخاست
او رفت ز جای و گرد او هم برخاست
در این شعر، سوار غیابی از جایی میرود و گردی به دنبالش برمیخیزد. شاعر میگوید که باید به جلو نگاه کرد و از چپ و راست غافل نشد، زیرا در اینجا گردش زندگی و موجودات در دنیای باقی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بگذشت سوار غیب و گردی برخاست
او رفت ز جای و گرد او هم برخاست
تو راست نگر نظر مکن از چپ و راست
گردش اینجا و مرد در دار بقاست