پائی که همی رفت به سروستان مست
دستی که همی چید ز گل دسته بدست
در این بیت، شاعر به توصیف حالتی میپردازد که کسی با حال خوب و سرمستی قدم میزند و از گلها چیدنی در دست دارد. اما ناگهان به سرنوشت تلخ گرفتار میشود و پایش شکسته و دستش بریده میشود، که نشاندهندهٔ ناپایداری و خطراتی است که ممکن است با آنها مواجه شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پائی که همی رفت به سروستان مست
دستی که همی چید ز گل دسته بدست
از بند و گشاد دهن دام اجل
آن دست بریده گشت و آن پای شکست