با دل گفتم که دل از او جیحونست
دلبر ترش است و با تو دیگر گونست
در این شعر، شاعر با دل خود صحبت میکند و میگوید که دل او به محبوبش وابسته است. او به این نکته اشاره میکند که دلبرش طعمی تلخ دارد و با او متفاوت است. دل شاعر میخندد و میگوید که این تنها یک فریب است و در نهایت میخواهد ببیند که اگر واقعاً تلخی وجود داشته باشد، چه خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با دل گفتم که دل از او جیحونست
دلبر ترش است و با تو دیگر گونست
خندید دلم گفت که این افسونست
آخر شکر ترش ببینم چونست