ای عقل برو که عاقلی اینجا نیست
گر موی شوی موی ترا گنجانیست
در این ابیات، شاعر به عدم وجود عقل و خرد در میان مردم اشاره میکند و میگوید که اگر به دنبال موی خود باشی، در حقیقت به چیزی دست نخواهی یافت. او به نوعی بیان میکند که روزگار آمد و هر چیزی که فروخته شد، مقابل آفتاب رسوا شده و حقیقتها در نهایت آشکار میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای عقل برو که عاقلی اینجا نیست
گر موی شوی موی ترا گنجانیست
روز آمد و روز هر چراغی که فروخت
در شعلهٔ آفتاب جز رسوا نیست