سماع آرام جان زندگانست
کسی داند که او را جانِ جانست
این شعر به مفهوم سماع و تأثیر آن بر روح و جان انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که سماع، آرامشبخش جان زندگان است و کسی که از خود غافل شده، همچون کسی است که در خواب غفلت به سر میبرد. اگر این شخص بیدار شود، ممکن است دچار آسیب شود. سماع در مکان جشن و شادی مناسب است، نه در ماتم و فغان. سماع برای کسانی است که به جستجوی وصال و ارتباط عمیق با معشوق هستند و برای کسانی که در جستجوی حقیقت و نور معنویاند، سودمند است. حلقهای که در سماع تشکیل میشود، نماد گرد هم آمدن و جستجوی حقیقت است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که جوهر و حقیقت انسان در همان سماع و شکرگزاری بروز میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سماع آرام جان زندگانست
کسی داند که او را جانِ جانست
کسی خواهد که او بیدار گردد
که او خفته میان بوستانست
ولیک آن کاو به زندان خفته باشد
اگر بیدار گردد در زیانست
سماع آن جا بکن کآن جا عروسیست
نه در ماتم که آن جای فغانست
کسی کاو جوهر خود را ندیدهست
کسی کآن ماه از چشمش نهانست
چنین کس را سماع و دف چه باید؟
سماع از بهر وصل دلستانست
کسانی را که روشان سوی قبلهست
سماع این جهان و آن جهانست
خصوصاً حلقهای کاندر سماعند
همی گردند و کعبه در میانست
اگر کآن شکر خواهی همان جاست
ور انگشت شکر خود رایگانست