سماع از بهر جانِ بیقرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
سماع برای جان بیقرار لازم است و نباید در اینجا به تفکر و انتظار پرداخت. اگر مردی هستید، به جایی بروید که معشوق در آن است. نگران نباشید که او شما را نخواهد، چون مرد تشنه نمیتواند به این فکر کند. پروانه هم به آتش نمیاندیشد و عشق نیازی به فکر کردن ندارد. وقتی مردی در جنگ صدای طبل را میشنود، در آن لحظه هزاران احساس در او وجود دارد. زمان مبارزه است و باید شمشیر کشید تا عشق را به دست آورد، چرا که ملک عشق همیشه پایدار است. حسین در کربلا باید به یاد داشته باشد که امروز نبردی وجود دارد که باید با شدیدترین ابزارها مواجه شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سماع از بهر جانِ بیقرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
مشین این جا تو با اندیشهٔ خویش
اگر مردی برو آن جا که یارست
مگو «باشد که او ما را نخواهد»
که مرد تشنه را با این چه کارست؟
که پروانه نیندیشد ز آتش
که جان عشق را اندیشه عارست
چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید
در آن ساعت هزار اندر هزارست
شنیدی طبل برکش زود شمشیر
که جان تو غلاف ذوالفقارست
بزن شمشیر و مُلک عشق بستان
که ملک عشق ملک پایدارست
حسین کربلایی، آب بگذار
که آب امروز تیغ آبدارست