افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت
در این ابیات، شاعر از دل آشفته و غوغای درونی خود سخن میگوید که جانش را به شدت درگیر کرده است. همچنین به عشق و شوقی اشاره دارد که وقتی معشوق (زهره) آتش عشق او را میبیند، بلافاصله از او دوری میکند و میگریزد. این تصاویر نشاندهندهی شدت احساسات و لحن ناامیدی هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت
آن زهرهٔ بیزهره چو دید آتش من
بربط بنهاد زود برجا و گریخت