آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست
میلش بسوی اطلس مقراضی نیست
این بیتها به توصیف قاضیای میپردازد که مانند دیگر قضات عمل نمیکند. او به عشق و محبت علاقهمند است و فقط به قضای عشق راضی است، نه به دیگر امور. به عبارت دیگر، عشق او را کاملاً درگیر کرده و او نمیتواند به چیزهای دیگر بیندیشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست
میلش بسوی اطلس مقراضی نیست
شد قاضی ما عاشق از روز ازل
با غیر قضای عشق او راضی نیست