آن دم که مرا بگرد تو دورانست
ساقی و شراب و قدح و دور، آنست
در این ابیات، شاعر درباره لحظهای صحبت میکند که در آن همه چیز به دور شخص محبوبش میچرخد. او از ساقی و شراب و پیالهای که دور آن شخص است، یاد میکند. همچنین اشاره میکند که حضور او مانند نعمت و احسانی بزرگ است و حال دلی او دچار شگفتی و حیرت است، بهگونهای که خود را شبیه موسی در برابر آیات خدا میبیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن دم که مرا بگرد تو دورانست
ساقی و شراب و قدح و دور، آنست
واندم که ترا تجلی احسانست
جان در حیرت چو موسی عمرانست