آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
زو خواب طمع مدار کو کی خفته است
در این بیت، شاعر به بیان احساساتی عمیق درباره عشق و غم میپردازد. او به چشمی اشاره میکند که به خاطر غم عشق اشک میریزد و میگوید این چشم، عاشق گمشدهاش را به خواب نبرد، زیرا ممکن است در خواب، رویاهای زیبا ببیند. شاعر همچنین به کسی که بیخبر از عشق است هشدار میدهد که نباید فکر کند این وضعیت تنها یک پایان دارد، زیرا عشق و عواطف عمیقتری در آن نهفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
زو خواب طمع مدار کو کی خفته است
پندارد کاین نیز نهایت دارد
ای بیخبر از عشق که این را گفته است