از اول امروز حریفان خرابات
مهمان توند ای شه و سلطانِ خرابات
این شعر به حال و هوای میخانه و عشق و عرفان اشاره دارد. شاعر از joyous atmosphere در خرابات (میخانه) صحبت میکند و به عشق و آزادی از قید و بندها تاکید میکند. او میخواهد بداند که امروز، روز خوشی و سعادت است و اشاره به دلباختگان دارد که هیچکس نمیتواند بر دلشان فرمانرانی کند. شاعر همچنین به شمس الدین تبریزی، که نماد عشق و عرفان است، اشاره میکند و میگوید کسی که دل به او میدهد، در واقع در جستجوی حقیقت است. به طور کلی، شعر به استقبال از عشق و خوشی و سادگی زندگی در کنار میخانه و دلباختگان اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از اول امروز حریفان خرابات
مهمان توند ای شه و سلطانِ خرابات
امروز چه روزست؟ بگو روز سعادت
این قبله دل کیست؟ بگو جان خرابات
هرگز دل عشاق به فرمان کسی نیست
کاو مست خرابست به فرمان خرابات
صد زهره ز اسرار به آواز درآمد
کز ابر برآ ای مه تابان خرابات
ما از لب و دندان اجل هیچ نترسیم
چون زنده شدیم از بت خندان خرابات
بر گاو نهد رخت و به عشق آید جانمست
کاین رخت گرو کن برِ دربانِ خرابات
هر جان که به شمس الحق تبریز دهد دل
او کافر خویش است و مسلمان خرابات