آن پیش روی که جان او پیش صف است
داند که تو بحری و جهان همچو کفست
شاعر در این بیت به معرفی محبوبی میپردازد که در برابرش مانند دریایی عظیم است و جهان، همچون کفی کوچک در برابر اوست. او بیان میکند که حتی بدون ساز و موسیقی، عاشقان به خاطر عشق به او میرقصند. در نهایت، شاعر از حال و هوای امشب صحبت میکند که همه جا پر از نغمه و ساز است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن پیش روی که جان او پیش صف است
داند که تو بحری و جهان همچو کفست
بیدف و نیی، رقص کند عاشق تو
امشب چه کند که هر طرف نای و دفست