من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او خود را مانند ذرهای میداند که در کنار خورشید (معشوق) قرار دارد و این عشق برایش مانند دارویی است که به درد و غمش پایان میدهد. شاعر همچنین بیان میکند که با وجود نداشتن بال و پر، همچنان در جستجوی معشوق خود پرواز میکند و به شدت به او وابسته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بیبال و پر اندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربایی تو مرا