گر جان داری بیا و جان باز آنجا
آن جای که بودهای ز آغاز آنجا
این شعر دعوت به جستجوی حقیقت و شناخت عمیقتر است. شاعر از کسی میخواهد که اگر زندگی و جان دارد، به مکانی برگردد که همواره در آن بوده و ریشههای خود را بیابد. او به این نکته اشاره میکند که در آن مکان، جان حقیقتی را شنیده است که میتواند به او بینشهای بیشتری بدهد، اما بازگشت به آنجا ضروری است تا این دانایی کامل شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر جان داری بیا و جان باز آنجا
آن جای که بودهای ز آغاز آنجا
یک نکته شنید جان از آنجا آمد
صد نکته شنید چون نشد باز آنجا