از دفتر عمر ما یکتا ورقی ماندهست
کز غیرت لطف آن جان در قلقی ماندهست
در این شعر، شاعر به مفهوم عمر و حیات انسانی اشاره میکند و میگوید که از عمر ما تنها یک ورق باقی مانده است. او به لطف و زیبایی آن عمر اشاره میکند که در نهایت با خجلت و شرم مواجه است. همچنین به پیوندی معنوی اشاره میکند که عمر را جاودانه و تابان میسازد و از ترسهای دنیوی رهایی میبخشد. در نهایت، نام و اسرار پاکان را در ورق عمرش میبیند و نور الهی را در این راستا احساس میکند، اشاره به اینکه شمس تبریزی، عرفانی تابناک و روشن، نیز در این اینجا نقش دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از دفتر عمر ما یکتا ورقی ماندهست
کز غیرت لطف آن جان در قلقی ماندهست
بنوشته بر آن دفتر حرفی ز شکر خوشتر
از خجلت آن حرفش مه در عرقی ماندهست
عمر ابدی تابان اندر ورق بستان
نی خوف ز تحویلی نی جای دقی ماندهست
نامش ورقی بوده ملک ابد اندر وی
اسرار همه پاکان آن جا شفقی ماندهست
پیچیده ورق بر وی نوری ز خداوندی
شمس الحق تبریزی روشن حدقی ماندهست