در سر دارم ز می پریشانیها
با قند لب تو شکرافشانیها
در این ابیات شاعر از احساسات و پریشانیها صحبت میکند که در دل دارد و آن را با شیرینی لب عشقش مقایسه میکند. او به ساقی میگوید که اگر به او نوشیدنی بیشتری بدهد، همه پنهانیها و رازها در این لحظه برای دیگران نمایان خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در سر دارم ز می پریشانیها
با قند لب تو شکرافشانیها
ای ساقی پنهان چو پیاپی کردی
رسوا شود این دم همه پنهانیها