خود را به حیَل درافکنم مست آنجا
تا بنگرم آن جان جهان هست آنجا
شاعر در این شعر به تمایل خود برای رسیدن به جایی که جان و زندگیاش در آنجا قرار دارد، اشاره میکند. او میخواهد به آن مکان برسد و یا به هدف و آرزویش دست یابد، و یا حتی اگر ناچار شود جانش را فدای آن کند. این ابیات نمایانگر شوق و اشتیاق عمیق شاعر نسبت به هدفی مقدس و عمیق هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خود را به حیَل درافکنم مست آنجا
تا بنگرم آن جان جهان هست آنجا
یا پای رساندم به مقصود و مراد
یا سر بدهم همچو دل از دست آنجا