با عشق روان شد از عدم مرکب ما
روشن ز شراب وصل دائم شب ما
این شعر بیانگر عشق و وصل الهی است که روح را از حالت عدم به حرکت درآورده و جان را با شراب محبت روشن کرده است. شاعر از می عشق که حرام نیست در مذهب او صحبت میکند و اشاره دارد که تا بامداد عدم، هیچگونه خشکی و سردی در دل او وجود ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با عشق روان شد از عدم مرکب ما
روشن ز شراب وصل دائم شب ما
زان می که حرام نیست در مذهب ما
تا صبح عدم خشک نیابی لب ما