ای دریا دل تو گوهر و مرجان را
درباز که راه نیست کم خرجان را
این شعر به دریا و دل انسان تشبیه شده است. شاعر به دریا اشاره میکند که مملو از گوهر و مرجان است، ولی راهی برای دسترسی به این زیباییها وجود ندارد. او همچنین به صدفی اشاره میکند که دهانش گشوده است و احساس ناامیدی میکند که نمیتواند به آن زیباییها (مرجانها) دست یابد. در مجموع، مضمون اصلی شعر حس ناشناخته و ناپیدای زیبایی و محدودیتهایی است که انسان در دسترسی به آنها دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دریا دل تو گوهر و مرجان را
درباز که راه نیست کم خرجان را
تن همچو صدف دهان گشاده است که آه
من کی گنجم چو ره نشد مرجان را