افسوس که بیگاه شد و ما تنها
در دریائی کرانهاش ناپیدا
در این شعر، حسرت و تنهایی در میانه شب و در دریای نامشخص بیان شده است. شاعر به تصویر کشتی و غم اشاره میکند که در این دریای وسیع غرق میشوند، ولی همه اینها به لطف و فضل خداوند است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
افسوس که بیگاه شد و ما تنها
در دریائی کرانهاش ناپیدا
کشتی و شب و غمام و ما میرانیم
در بحر خدا به فضل و توفیق خدا