کار همه محبان همچون زرست امشب
جان همه حسودان کور و کرست امشب
در این شعر، شاعر به وصف حال و هوای خاصی در شب میپردازد که در آن عشق و محبت حاکم است. او به زیبایی و جذابیت وجودی معشوق اشاره میکند و آن را با دریا و عطر عنبر مقایسه میکند. شاعر همچنین از تجربه خوشی و وجود یزدان در این شب سخن میگوید و تصریح میکند که در این شب، نباید به منزل رفت و باید در کنار محبوب باقی ماند. او به اهمیت بودن در کنار معشوق و شادابی این لحظات اشاره میکند و تأکید دارد که خواب در این شب بر او حرام است؛ به این دلیل که احساسات و جان او همچون پرندهای در آب به پرواز درآمده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کار همه محبان همچون زرست امشب
جان همه حسودان کور و کرست امشب
دریای حسن ایزد چون موج میخرامد
خاک ره از قدومش چون عنبرست امشب
دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان
ما دیگریم امشب او دیگرست امشب
امشب مخسب ای دل، میران به سوی منزل
کان ناظر نهانی بر منظرست امشب
پهلو منه که یاری پهلوی تست آری
برگیر سر که این سر خوش زان سرست امشب
چون دستگیر آمد امشب بگیر دستی
رقصی که شاخ دولت سبز و ترست امشب
والله که خواب امشب بر من حرام باشد
کاین جان چو مرغ آبی در کوثرست امشب