ای در غم تو به سوز و یارب
بگریسته آسمان همه شب
در این شعر، شاعر به غم و اندوهی که دامنگیر او و دیگران است اشاره میکند. او از گریه آسمان در شب صحبت میکند که نشاندهندهی عمق احساسات است. با وجود گریه، این اشکها باعث میشوند که زمین به شادابی و زندگی بازگردد. شاعر میگوید که گریه و خنده در کنار یکدیگر وجود دارند و هر یک به نوعی بر دیگری تاثیر میگذارد. در نهایت، او از شنونده میخواهد که سکوت کند و به تماشای این واقعیت بپردازد که غم و شادمانی در جستجوی معنا و حقیقت زندگی هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای در غم تو به سوز و یارب
بگریسته آسمان همه شب
گر چرخ بگرید و بخندد
آن جذبه خاک باشد اغلب
از بس که بریخت اشک بر خاک
شد خاک ز اشک او مطیب
از گریه آسمان درآمد
صد باغ به خنده مذهب
من بودم و چرخ دوش گریان
او را و مرا یکیست مذهب
از گریه آسمان چه روید
گلها و بنفشه مرطب
وز گریه عاشقان چه روید
صد مهر درون آن شکرلب
آن چشم به گریه میفشارد
تا بفشارد نگار غبغب
این گریه ابر و خنده خاک
از بهر من و تو شد مرکب
وین گریه ما و خنده ما
از بهر نتیجه شد مرتب
خاموش کن و نظاره میکن
اندر طلب جهان و مطلب