یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
یا ساقی الروح اسکرنا بصهبا
در این شعر، شاعر از زیبایی و لذت میگوید و دعوت به نوشیدن شراب میکند. او به بلال، اشارهگر نور، و ساقی روح، که مایه سعادتی است، میگوید تا او را سیراب کند و لحظهای را با لذت و شادابی بگذراند. شاعر از این میخواهد که در میانهی شراب و مستی، آنچه را که در دل و جان از توصیف و نام موجود است، فراموش کند و غرق در شادی و سرزندگی شود. در نهایت، اشاره به این دارد که شراب، نیازی به بخشش و خساست ندارد و باید شور و شادی برای یکدیگر فراهم آید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
یا ساقی الروح اسکرنا بصهبا
لا تبخلن و اوفر راحنا مددا
حتی تنادم فی اخذ و اعطا
دعنا ینافس فی الصهباء من سکر
بالسکر یذهل عن وصف و اسما
خوابی الغیب قد املاتها مددا
راحا یطهر عن شح و شحنا