طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
یا حبیب الروح این الملتقی اوحشتنا
این شعر، ابراز احساسات شاعر نسبت به محبوب و دوستش است. شاعر از پیوند و ارتباطش با محبوب سخن میگوید و تمام لحظاتی را که دوری از او باعث عذابش شده، به یاد میآورد. او به زیباییهای محبوب اشاره میکند و احساس شگفتی و شوقش را بیان میکند. همچنین، عواطفی چون عشق، دلتنگی و آرزوی وصال در این شعر به وضوح دیده میشود. به طور کلی، شعر به عشق و ارتباط عمیق انسانی اشاره دارد که در آن دوری و نزدیکی به محبوب احساسات متضادی را خلق میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
یا حبیب الروح این الملتقی اوحشتنا
حبذا شمس العلی من ساعه نورتنا
مرحبا بدر الدجی من لیله ادهشتنا
لیس نبغی غیرکم قد طال ما جربتنا
ما لنا مولا سواکم طال ما فتشتنا
یا نسیم الصبح انی عند ما بشرتنی
یا خیال الوصل روحی عند ما جمشتنا
یا فراق الشیخ شمس الدین من تبریزنا
کم تری فی وجهنا آثار ما حرشتنا