غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا

صدنا عنکم ظباء حسدونا فابینا

۲

و تلاقینا ملاحا فی فناکم خفرات

فتعاشقنا بغنج فسبونا و سبینا

۳

عذل العاذل یوما عن هواکم ناصحیا

ان یخافوا عن هواکم فسمعنا و عصینا

۴

و رایناکم بدورا فی سماوات المعالی

فاستترنا کنجوم بضیاکم و اهتدینا

۵

بدرنا مثل خطیب امنا فی یوم عید

فاصطفینا حول بدر فی صلوه اقتدینا

۶

فدهشنا من جمال یوسف ثم افقنا

فاذا کاسات راح کدماء بیدینا

۷

فبلا فم شربنا و بلا روح سکرنا

فبلا راس فخرنا و بلا رجل سرینا

۸

فبلا انف شممنا و بلا عقل فهمنا

و بلا شدق ضحکنا و بلا عین بکینا

۹

نور الله زمانا حازنا الوصل امانا

و سقی الله مکانا بحبیب التقینا

۱۰

و شربنا من مدام سکر ذات قوام

فی قعود و قیام فظهرنا و اختفینا

۱۱

فهززنا غصن مجد فنثرنا تمر وجد

فاذا نحن سکاری فطفقنا و اجتبینا

بازگشت به سروده‌های مولانا