فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
تفسرها سرا و تکنی به جهرا
این متن شعری درباره عشق و معارف الهی است. شاعر به ستایش خداوند و پیامبر میپردازد و expresses awe at رازهای الهی و اشتیاق به درک آنها. او به حالت مستی عاشقان اشاره میکند که به خاطر نزدیکی به حقیقت، عقل خود را از دست دادهاند. شاعر از زیبایی و نور عشق سخن میگوید و به استدعای بخشش و آگاهی از اسرار معنوی اشاره میکند. در نهایت، به سرنوشت پرشکوه اهل عشق و ارتباط عمیق آنها با خدا اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
تفسرها سرا و تکنی به جهرا
و انشرت امواتا و احییتهم بها
فدیتک ما ادریک بالامر ما ادری
فعادوا سکاری فی صفاتک کلهم
و ما طعموا ثما و لا شربوا خمرا
ولکن بریق القرب افنی عقولهم
فسبحان من ارسی و سبحان من اسری
سلام علی قوم تنادی قلوبهم
بالسنه الاسرار شکرا له شکرا
فطوبی لمن ادلی من الجد دلوه
و فی الدلو حسنا یوسف قال یا بشری
یطالع فی شعشاع و جنه یوسف
حقائق اسرار یحیط بها خبرا
تجلی علیه الغیب و اندک عقله
کما اندک ذاک الطور و استهدم الصخرا
فظل غریق العشق روحا مجسما
و نورا عظیما لم یذر دونه سترا