قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
البدر غدا ساقی و الکأس ثریانا
این شعر به وصف زیبایی و شادیهای زندگی میپردازد. شاعر به نور و دلنشینیای که عشق و ایمان به همراه دارد، اشاره میکند و آن را با مینوشی و دوستی مقایسه میکند. او از کسانی که عشق دارند دعوت میکند که در جمع عاشقان حاضر شوند و به یاد روحانیان و معانی عمیق زندگی بیفتند. شاعر بر این نکته تأکید میکند که کسی که در جستجوی حقیقت است، باید به دنبال آن معانی عمیق باشد و از ظواهر دوری کند. در انتها، از مهدی (علیهالسلام) یاد میکند و به زیبایی و تلاشهای او در راستای حقیقت و رهیافتن به معنای زندگی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
البدر غدا ساقی و الکأس ثریانا
الصبوه ایمانی و الخلوه بستانی
و المشجر ندمانی و الورد محیانا
من کان له عشق فالمجلس مثواه
من کان له عقل ایاه و ایانا
من ضاق به دار او اعطشه نار
تهدیه الی عین یسترجع ریانا
من لیس له عین یستبصر عن غیب
فلیأت علی شوق فی خدمه مولانا
یا دهر سوی صدر شمس الحق تبریز
هل ابصر فی الدنیا انسانک انسانا
طوبی لک یا مهدی قد ذبت من الجهد
اعرضت عن الصوره کی تدرک معنانا
من کان له هم یفنیه و یردیه
فلیشرب و لیسکر من قهوه مولانا