غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

لی حبیب حبه یشوی الحشا

لو یشا یمشی علی عینی مشا

۲

روز آن باشد که روزیم او بود

ای خوشا آن روز و روزی ای خوشا

۳

آن چه باشد کو کند کان نیست خوش

قد رضینا یفعل الله ما یشا

۴

خار او سرمایه گل‌ها بود

انه المنان فی کشف الغشا

۵

هر چه گفتی یا شنیدی پوست بود

لیس لب العشق سرا قد فشا

۶

کی به قشر پوست‌ها قانع شود

ذو لباب فی التجلی قد نشا

۷

من خمش کردم غمش خامش نکرد

عافنا من شر واش قد وشا

بازگشت به سروده‌های مولانا