چرخ فلک با همه کار و کیا
گرد خدا گردد چون آسیا
این شعر به موضوع طواف و گردش در دایره عشق و عرفان میپردازد. شاعر به صورت نمادین، چرخ فلک را به حرکت در میآورد و به طواف در دور کعبه و گرد شمعها اشاره میکند. او تأکید میکند که هر کس از دل و جان به دور محبوب بگردد و عشق را سر لوحه قرار دهد، به مقام والایی خواهد رسید. همچنین، به جدایی عالم مادی و معنوی اشاره شده و مسأله فنا و بقا در عشق و عرفان بررسی میشود. در نهایت، شاعر به دعوت به سکوت و راز و نیاز با خداوند میپردازد و میگوید که باید به درک درست و خالص از دعا و نیایش رسید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چرخ فلک با همه کار و کیا
گرد خدا گردد چون آسیا
گرد چنین کعبه کن ای جان طواف
گرد چنین مایده گرد ای گدا
بر مثل گوی به میدانش گرد
چونک شدی سرخوش بیدست و پا
اسب و رخت راست بر این شه طواف
گرچه بر این نطع روی جا به جا
خاتم شاهیت در انگشت کرد
تا که شوی حاکم و فرمانروا
هر که به گرد دل آرد طواف
جان جهانی شود و دلربا
همره پروانه شود دلشده
گردد بر گرد سر شمعها
زانک تنش خاکی و دل آتشیست
میل سوی جنس بود جنس را
گرد فلک گردد هر اختری
زانک بود جنس صفا با صفا
گرد فنا گردد جان فقیر
بر مثل آهن و آهنربا
زانک وجودست فنا پیش او
شسته نظر از حول و از خطا
مست همیکرد وضو از کمیز
کز حدثم بازرهان ربنا
گفت نخستین تو حدث را بدان
کژمژ و مقلوب نباید دعا
زانک کلیدست و چو کژ شد کلید
وا شدنِ قفل نیابی عطا
خامش کردم همگان برجهید
قامت چون سرو بتم زد صلا
خسرو تبریز شهم شمس دین
بستم لب را تو بیا برگشا