از برای صلاح مجنون را
بازخوان ای حکیم افسون را
این شعر درباره جستجوی حقیقت و عشق بیان شده است. شاعر با اشاره به "مجنون" به عشق عمیق و دردهای آن میپردازد. او از حکمت و افیون به عنوان وسایل درمان بیخبری و نادانی سخن میگوید و به قدرت عشق و جمال الهی اشاره میکند. شاعر همچنین به دل پرخون عاشقان و سختیهای عشق اشاره میکند و در نهایت به شمس تبریز و رابطهاش با موسی میپردازد. این اثر به ما یادآوری میکند که عشق واقعی میتواند پیچیده و دردناک باشد و نیاز به درک عمیقتر و شناخت دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از برای صلاح مجنون را
بازخوان ای حکیم افسون را
از برای علاج بیخبری
درج کن در نبیذ افیون را
چون نداری خلاص بیچون شو
تا ببینی جمال بیچون را
دل پرخون ببین تو ای ساقی
درده آن جام لعل چون خون را
زانک عقل از برای مادونی
سجده آرد ز حرص هر دون را
باده خواران به نیم جو نخرند
این دو قرص درست گردون را
نخوت عشق را ز مجنون پرس
تا که در سر چهاست مجنون را
گمرهیهای عشق بردرد
صد هزاران طریق و قانون را
ای صبا تو برو بگو از من
از کرم بحر در مکنون را
گرچه از خشم گفتهای نکنم
روح بخش این حماء مسنون را
شمس تبریز موسی عهدی
در فراقت مدارهارون را