هله ای کیا نفسی بیا
در عیش را سره برگشا
این شعر دعوتی است به لذت بردن از زندگی و زیباییها. شاعر از کسی میخواهد که به جمع بپیوندد و در شادیها شرکت کند. او به معشوق اشاره میکند و از شادابی و عشق سخن میگوید. همچنین، پیامهایی از دوستی و بخشش در آن به چشم میخورد، و از همه دعوت میشود تا با نوشیدن از قدحی که نماد بخشش و کرم است، دلها را شاد کنند. در نهایت، شاعر میگوید که جان و دلش فدای معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هله ای کیا نفسی بیا
در عیش را سره برگشا
این فلان چه شد آن فلان چه شد
نبود مرا سر ماجرا
نهلد کسی سر زلف او
نرهد دلی ز چنین لقا
نکند کسی ز خوشی سفر
نرود کسی ز چنین سرا
بهل این همه بده آن قدح
که شنیدهام کرم شما
قدحی که آن پر دل شود
بپرد دلم به سوی سما
خمش این نفس دم دل مزن
که فدای تو دل و جان ما