مستدرکات

تکه ۲

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قصابی سوی گولی گوشت انداخت

چو دیدش زفت گوشت گاو پنداشت

۲

یکی ران دگر سوی وی افکند

بگفتا «گاو مرده‌ست این زهی گند»

۳

خدا بخشید آنچ اسباب کام‌ست

تو گفتی «چیست این؟» خود داد عام‌ست

۴

کنون شد عام کان با تو بپیوست

نجس شد چونک در کردی درو دست

۵

نسازد گول را بخل و سخاوت

که گردد هر دوش مایهٔ عداوت

۶

گریز از گول اندر سور و ماتم

چو عیسی ای پدر والله اعلم

بازگشت به سروده‌های مولانا