ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا
این ابیات اشاره به زندگی و حالات عارفان و صوفیان دارد. شاعر از عشق و خرقههایی که به خاطر عشق پاره شدهاند صحبت میکند و احساساتی را که به خاطر دوری از محبوب و گرفتار شدن در مشکلات تجربه میکنند، بیان میکند. او به سادگی میگوید که اگر در این راه قدم نمیگذارید، نمیتوانید به حقیقت و لذت واقعی دست یابید. همچنین شاعر از سکوت خود پس از این دردها میگوید و به حال و هوای صوفیان و تجربیات آنها اشاره میکند. در نهایت، خواستهی او این است که آنان درباره حال و رویدادهایی که هنوز اتفاق نیفتاده، صحبت کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا
کز یار دور ماند و گرفتار خار شد
زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا
از غیب رو نمود صلایی زد و برفت
کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا
من هم خموش کردم و رفتم عقیب گل
از من سلام و خدمت ریحان و لاله را
دل از سخن پر آمد و امکان گفت نیست
ای جان صوفیان بگشا لب به ماجرا
زان حالها بگو که هنوز آن نیامدهست
چون خوی صوفیان نبود ذکر مامضی