ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
این متن دعوت به بازگشت به درگاه خداوند و توجه به نداهای آسمانی است. شاعر به زیبایی به تصویر کشیده است که درهای بهشت برای انسانها باز است و آنها باید از درد و رنجهای زندگی خود آگاه بوده و تلاش کنند تا به حقیقت و عشق برسند. او به انسانها میگوید که زندگی را در باغی پر از جان و حیات جستجو کنند و از گند و مردگان دوری کنند. هر دو جهان پر از حیات است و نباید فقط به زندگی دنیوی قناعت کرد. در نهایت، شاعر به تحول از حالت خفاشی به حالت آفتابی اشاره میکند که به واسطه بخشش و عطا حاصل میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
درهای گلستان ز پی تو گشادهایم
در خارزار چند دوی ای برهنه پا
جان را من آفریدم و دردیش دادهام
آن کس که درد داده همو سازدش دوا
قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو
کاین چرخ کوژپشت کند قد تو دوتا
باغی که برگ و شاخش گویا و زندهاند
باغی که جان ندارد آن نیست جان فزا
ای زنده زاده چونی از گند مردگان
خود تاسه می نگیرد از این مردگان تو را
هر دو جهان پر است ز حی حیات بخش
با جان پنج روزه قناعت مکن ز ما
جانها شمار ذره معلق همیزنند
هر یک چو آفتاب در افلاک کبریا
ایشان چو ما ز اول خفاش بودهاند
خفاش شمس گشت از آن بخشش و عطا