اینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را
در این شعر، شاعر به مخاطب هشدار میدهد که در دنیای پنهانی که ممکن است مملو از فریب و مکر باشد، احتیاط کند. او میگوید که موجوداتی لطیف و پری مانند در اطراف هستند و این موجودات میتوانند به انسانها آسیب برسانند اگر با ادب و احتیاط رفتار نکنند. شاعر به اهمیت حواس پنجگانه اشاره کرده و میگوید که این حواس به نوعی درون انسان را فاش میکنند و ممکن است در موقعیتهای خطرناکی قرار بگیرد. همچنین تأکید میکند که باید از زیباییها و فریبها دوری کرد و مراقب بود که دل و دیدهمان فریب نخورند، چرا که در این دنیای مملو از مکر، هر چشم خوب و هر دل خوب ممکن است در خطر قرار گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را
بر چشمهٔ ضمیرت کرد آن پری وثاقی
هر صورت خیالت از وی شدهست پیدا
هر جا که چشمه باشد، باشد مقام پریان
بااحتیاط باید بودن تو را در آنجا
این پنج چشمهٔ حس تا بر تنت روان است
ز اشراق آن پری دان گه بسته گاه مجری
وان پنج حس باطن چون وهم و چون تصور
هم پنج چشمه میدان پویان به سوی مرعی
هر چشمه را دو مشرف پنجاه میرابند
صورت به تو نمایند اندر زمان اجلا
زخمت رسد ز پریان گر باادب نباشی
کاین گونه شهره پریان تندند و بیمحابا
تقدیر میفریبد تدبیر را که برجه
مکرش گلیم بُرده از صد هزار چون ما
مرغان در قفس بین در شست ماهیان بین
دلهای نوحهگر بین زان مکرساز دانا
دزدیده چشم مگشا بر هر بت از خیانت
تا نفکند ز چشمت آن شهریار بینا
ماندهست چند بیتی این چشمه گشت غایر
برجوشد آن ز چشمه، چون برجهیم فردا