روح زیتونیست عاشق نار را
نار میجوید چو عاشق یار را
این شعر به عشق و جستجوی روحانی اشاره دارد. شاعر از روح زیتونی و محبت او به نار (نماد عشق) سخن میگوید و دربارهی کشش بین دوست و دوستدار صحبت میکند. او به برکت و عذاب اشاره کرده، و تأکید میکند که عشق واقعی فراتر از شهوت و تمایلات دنیوی است. در نهایت، او به ضرورت تحول روحی و روی آوردن به معنویت برای رسیدن به کمال اشاره میکند و شمس الدین تبریزی را به عنوان الگوی هدایت و نور معنوی معرفی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روح زیتونیست عاشق نار را
نار میجوید چو عاشق یار را
روح زیتونی بیفزا ای چراغ
ای معطل کرده دست افزار را
جان شهوانی که از شهوت زهد
دل ندارد دیدن دلدار را
پس به علت دوست دارد دوست را
بر امید خلد و خوف نار را
چون شکستی جان ناری را ببین
در پی او جان پرانوار را
گر نبودی جان اخوان پس جهود
کی جدا کردی دو نیکوکار را
جان شهوت جان اخوان دان از آنک
نار بیند نور موسی وار را
جان شهوانیست از بیحکمتی
یاوه کرده نطق طوطی وار را
گشت بیمار و زبان تو گرفت
روی سوی قبله کن بیمار را
قبله شمس الدین تبریزی بود
نور دیده مر دل و دیدار را