ز آتش شهوت برآوردم تو را
و اندر آتش بازگستردم تو را
این متن اشاره به عشق و عواطف انسانی دارد. شاعر از هیجان و شعلهور بودن عشق صحبت میکند و میگوید که چگونه عشق او بر طرف مقابل اثر گذاشته است. او در عین حال بیان میکند که اگرچه در قلبش احساسات و کلمات به وجود آمدهاند، اما طرف مقابل از درون او خبر ندارد. شاعر پس از ایجاد این جادو و محبت، میخواهد محبوبش از آسیبها و چشمبد دور بماند و در نهایت او را به جوامردی و رحمت دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز آتش شهوت برآوردم تو را
و اندر آتش بازگستردم تو را
از دل من زادهای همچون سخن
چون سخن من هم فروخوردم تو را
با منی وز من نمیدانی خبر
چشم بستم جادوی کردم تو را
تا نیازارد تو را هر چشم بد
از برای آن بیازردم تو را
رو جوامردی کن و رحمت فشان
من به رحمت بس جوامردم تو را