غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز آتش شهوت برآوردم تو را

و اندر آتش بازگستردم تو را

۲

از دل من زاده‌ای همچون سخن

چون سخن من هم فروخوردم تو را

۳

با منی وز من نمی‌دانی خبر

چشم بستم جادوی کردم تو را

۴

تا نیازارد تو را هر چشم بد

از برای آن بیازردم تو را

۵

رو جوامردی کن و رحمت فشان

من به رحمت بس جوامردم تو را

بازگشت به سروده‌های مولانا