غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از یکی آتش برآوردم تو را

در دگر آتش بگستردم تو را

۲

از دل من زاده‌ای همچون سخن

چون سخن آخر فروخوردم تو را

۳

با منی وز من نمی‌داری خبر

جادو ام من جادویی کردم تو را

۴

تا نیفتد بر جمالت چشم بد

گوش مالیدم بیازردم تو را

۵

دائم اقبالت جوان شد ز آنچ داد

این کف دست جوانمردم تو را

بازگشت به سروده‌های مولانا