چو فرستاد عنایت به زمین مشعلهها را
که بدر پرده تن را و ببین مشعلهها را
این شعر به وجدان و درک انسان از نور و روشنایی اشاره دارد. شاعر از مخاطب میخواهد تا به نوری که به زمین فرستاده شده توجه کند و آن را نادیده نگیرد. او به او هشدار میدهد که اگر از نور و حقیقت غافل باشد، ممکن است کور یا دور از اصل خود باشد. شاعر به بینایی دل و عقل اشاره کرده و از او میخواهد تا به جهاد و مبارزهای که در جهان در حال انجام است توجه کند. در نهایت، او تأکید میکند که درک درست از حقیقت، به سلامتی روح و دین انسان میانجامد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو فرستاد عنایت به زمین مشعلهها را
که بدر پرده تن را و ببین مشعلهها را
تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری
وگر از اصل تو دوری چه از این مشعلهها را
خردا چند به هوشی خردا چند بپوشی
تو عزبخانه مه را تو چنین مشعلهها را
بنگر رزم جهان را بنگر لشکر جان را
که به مردی بگشادند کمین مشعلهها را
تو اگر خواب درآیی ور از این باب درآیی
تو بدانی و ببینی به یقین مشعلهها را
تو صلاح دل و دین را چو بدان چشم ببینی
به خدا روح امینی و امین مشعلهها را