عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟
لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما ؟
این شعر به توصیف حالتهای عشق و ارتباط این احساس با معرفت و حضور الهی میپردازد. شاعر در قالب تصاویری زیبا و سمبولیک به بیان عظمت عشق و عشقورزی میپردازد و میگوید که عقل و عشق هر دو راهی برای درک خداوند و زیباییهای او هستند. او به جمیع مخلوقات اشاره میکند که در تلاشاند تا حقیقت را بشناسند، و در نهایت عشق را عنصری میداند که میتواند انسان را به مقامهای والای روحانی برساند. عشق از نظر شاعر، منبع حرکت و انگیزهای برای رسیدن به زیباییهای بیپایان است، و او به شکوه و حرارت این عشق اشاره میکند که میتواند دو عالم را به آتش بکشاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟
لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما ؟
جبرئیلت خواب بیند یا مسیحا یا کلیم ؟
چرخ شاید جای تو یا سدرهها یا منتها ؟
طور موسی بارها خون گشت در سودای عشق
کز خداوند شمس دین افتد به طور اندر صدا
پر در پر بافته رشکِ احد گردِ رُخش
جانِ احمد نعرهزن از شوق او واشوقنا
غیرت و رشک خدا آتش زند اندر دو کون
گر سر مویی ز حُسنش بیحجاب آید به ما
از ورای صد هزاران پرده حُسنش تافته
نعرهها در جان فتاده مرحبا شه مرحبا
سجدهی تبریز را خم درشده سروِ سهی
غاشیه تبریز را برداشته جانِ سها