دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
زین سپس باخود نماند بوالعلی و بوالعلا
این شعر به بیان جستجوی عمیق انسان برای رسیدن به حقیقت و عشق میپردازد. شاعر از همسایگی دولت و تأثیر آن بر همسایگان سخن میگوید و به این نکته اشاره دارد که در شرایط بحرانی هیچکس نمیتواند تنها بماند. با توصیف آتش، که نماد عشق و حقیقت است، شاعر به نشان دادن جاذبه و زیبایی در عشق میپردازد. او به پروانههایی اشاره میکند که به سمت آتش میشتابند و نشاندهنده شوق و عشق در دل انسانها هستند. اینجا هم احساسات عمیق انسانی و جستجوی معنای بالاتر زندگی به وضوح مشهود است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
زین سپس باخود نماند بوالعلی و بوالعلا
عاقبت از مشرق جان تیغ زد چون آفتاب
آن که جان میجست او را در خلا و در ملا
آن ز دور آتش نَماید چون رَوی نوری بوَد
همچنان که آتشِ موسی برای ابتلا
الصلا پروانهجانان قصدِ آن آتش کنید
چون بلی گفتید اول درروید اندر بلا
چون سمندر در میان آتشش باشد مقام
هر که دارد در دل و جان این چنین شوق و ولا