غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ما را سفری فتاد بی‌ما

آن جا دل ما گشاد بی‌ما

۲

آن مه که ز ما نهان همی‌شد

رخ بر رخ ما نهاد بی‌ما

۳

چون در غم دوست جان بدادیم

ما را غم او بزاد بی‌ما

۴

ماییم همیشه مست بی‌می

ماییم همیشه شاد بی‌ما

۵

ما را مکنید یاد هرگز

ما خود هستیم یاد بی‌ما

۶

بی ما شده‌ایم شاد گوییم

ای ما که همیشه باد بی‌ما

۷

درها همه بسته بود بر ما

بگشود چو راه داد بی‌ما

۸

با ما دل کیقباد بنده‌ست

بنده‌ست چو کیقباد بی‌ما

۹

ماییم ز نیک و بد رهیده

از طاعت و از فساد بی‌ما

بازگشت به سروده‌های مولانا