غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای مطرب دل برای یاری را

در پرده زیر گوی زاری را

۲

رو در چمن و به روی گل بنگر

همدم شو بلبل بهاری را

۳

دانی چه حیات‌ها و مستی‌هاست

در مجلس عشق جان سپاری را

۴

چون دولت بی‌شمار را دیدی

بسپار بدو دم شماری را

۵

ای روح شکار دلبری گشتی

کاو زنده کند ابد شکاری را

۶

ای ساقی دل ز کار واماندم

وقت است بده شراب کاری را

۷

آراسته کن مرا و مجلس را

کآراسته‌ای شرابداری را

۸

بزمی‌ست نهان چنین حریفان را

جانی‌ست دگر شراب‌خواری را

بازگشت به سروده‌های مولانا